| کاهش واردات به افت صادرات می انجامد |
| ساعت ٩:۱٥ ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠ |
|
مدتی است زمزمه اجرای برنامه گسترده ای برای کاهش واردات کالا به کشورتحت عناوین مختلف در میان دولتمردان رواج یافته است و مسئولان دستگاههای دولتی با افتخار از آغاز قریب الوقوع این راهبرد در کشور سخن می گویند . معاون اول رئیس جمهوری در روزهای اخیر بارها از حجم 90 میلیارد دلاری صادرات نفت خام و ارزش 45 میلیارد دلاری صادرات غیر نفتی کشور تاپایان امسال خبر داده و اعلام کرده است که دولت برای کاهش میزان واردات در سال آینده و ایجاد تعادل در تراز تجارت خارجی در سال آینده برنامه ریزی کرده است . دولتمردان می گویند ضرورت صیانت از تولید داخلی و حفظ اشتغال ملی آنها را به اتخاذ چنین برنامه ای واداشته است ، ولی در بحبوحه التهابات ارزی هفته گذشته انتشار لیستی از کالاهای خارجی که واردات آنها از این پس منوط به تامین ارز صادراتی است این احتمال را تقویت می کند که در شرایط فعلی کاهش واردات مکانیزمی برای مدیریت منابع محدود ارزی است . سازمان توسعه تجارت ایران که قاعدتاً باید برای گسترش روابط تجاری با بازارهای خارجی برنامه ریزی کند ، در روزهای گذشته لیست عریض و طویلی از کالاهای لوکس تهیه کرده است تا تخصیص ارز دولتی برای واردات آنها را حذف کند و به نوعی میزان واردات این قبیل کالاها به کشور بکاهد. معاون وزیر صنعت ، معدن و تجارت نیز دیروز در مصاحبه با خبرگزاری جمهوری اسلامی اعلام کرد در روزهای آینده اقلام بیشتری به این لیست افزوده خواهد شد . اینکه کالاهای لوکس ( به تعبیر سازمان توسعه تجارت ایران ) تاکنون با چه انگیزه ای وارد کشور می شده و کدام نیاز داخلی باعث شده تا واردات آنها به صرفه باشد ، موضوعی است که پرداختن به آن در این مجال مقدور نیست ، اما فراموش نکنیم که بسیاری از تولیدات داخلی ما هنوز هم با وجود سالها حمایت تعرفه ای چه به لحاظ قیمت تمام شده و چه به لحاظ استانداردهای کیفی ، قدرت رقابت با محصولات مشابه خارجی را ندارند و محروم کردن مصرف کنندگان داخلی از خرید کالای ارزان و با کیفیت هرگز عادلانه نیست . از سوی دیگر وزیر صنعت ، معدن و تجارت که از زمان تصدی بر وزارت بازرگانی سابق تحت فشار تولید کنندگان داخلی برای کاهش واردات کالا به کشور قرار دارد ، اوایل امسال هنگام اخذ رای اعتماد از مجلس شورای اسلامی ، برنامه " مدیریت واردات" را جزو اولویت های اجرایی این وزارتخانه معرفی و اعلام کرد این طرح به معنای محدود کردن واردات کالا نیست ، بلکه شامل مدیریت بر کیفیت و ایفای حقوق مصرف کنندگان کالاهای خارجی می شود . اما امروز به صراحت برنامه کاهش واردات مورد تاکید مسئولان مختلف دولت قرار گرفته است . طبق جدیدترین آمار در 9ماهه نخست امسال میزان صادرات کشور با احتساب خدمات فنی و مهندسی از مرز 35 میلیارد دلار عبور کرده است و در مقابل میزان واردات که ظرف 12 ماهه سال گذشته 65 میلیارد دلار بود در پایان فصل پاییز به مرز 44 میلیارد دلار کاهش یافته است . این آمار نشان می دهد نسبت صادرات غیر نفتی به واردات با احتساب میعانات گازی که در پایان سال 89 حدود 51 درصد بود ، در 9 ماهه نخست سال 90 به حدود 70 درصد رسیده است . یعنی حجم واردات کشور نسبت به صادرات رو به کاهش است . این مساله اگرچه در ظاهر بسیار پسندیده و قابل تقدیر است ، اما در واقع می تواند به یک چالش جدی برای برنامه توسعه صادرات کشور مبدل شود چرا که : اولاً – طبق آمار رسمی سازمان توسعه تجارت حجم عمده واردات به ایران ( بیش از 70 درصد ) شامل مواد اولیه صنعتی و کالاهای سرمایه ای است که نقش به سزایی در تولید کالاهای صادراتی دارند . به عبارت دیگر برنامه کاهش واردات چنانچه شامل این بخش از سبد کالاهای وارداتی شود ، بطور قطع تاثیر نامطلوبی بر افزایش تولید محصولات صادراتی خواهد داشت . ثانیاً – تعاملات تجاری در هیچ نقطه از دنیا یک طرفه نیست . یعنی نمی توان به کشوری کالا صادر کرد بی آنکه از آن کشور واردات نداشته باشیم .این نکته که توسعه صادرات منوط به رشد واردات است در اغلب بازارها به اثبات رسیده و تنها کشورهایی قادر به بالابردن حجم صادرات خود در برابر واردات هستند که عمده نیازهای صنعتی خود را از بازار داخلی تامین کنند . آمریکا ، چین و آلمان نیز که در صدر جدول مبادلات بازرگانی جهان قرار دارند ، هنوز بی نیاز از واردات نشده اند و در مواردی برای حفظ روابط تجاری با شرکای بازرگانی خود با وجود آنکه تولید کننده عمده یک کالا هستند ناگزیرند کالای مورد نظر را از بازار مقابل تهیه کنند . برنامه کاهش واردات تا آنجا که به تولید محصولات صادراتی و یا عرضه کالاهای ایرانی در بازار شرکای تجاری لطمه نزند قابل اجراست ، در غیر اینصورت یقیناً اثری عکس خواهد داشت و به کاهش صادرات می انجامد . نوشته : کامران نرجه این یادداشت اقتصادی در صفحه 4 روزنامه اطلاعات یکشنبه 18 دی 1390 درج شده است |
|
| بم چه وقت به زندگی باز میگردد ؟! |
| ساعت ۸:٤۳ ق.ظ روز دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠ |
|
هشت سالی بود که به شهرستان بم سفر نکرده بودم . درست از آن زمان که زلزله مهیب پنجم دی 1382 جان دهها هزار نفر از مردم شهرهای بم و بروات را گرفت وناچار شدم برای تهیه گزارش از روند امداد رسانی مناطق آسیب دیده به استان کرمان سفر کنم . آن زمان اگرچه با قلبی محزون همه خاطرات خوب خود از اهالی خونگرم بم را به همراه اجساد دوستان و آشنایان زیر آوار دفن کردم ولی مثل همه بازماندگان حادثه امید داشتم ، با همت و پشتکار مردم و با حمایت های دولت همه ویرانی ها به سرعت ترمیم خواهد شد و بم دوباره چهره زندگی به خود خواهد گرفت . در دلم بود که شاید توجه دستگاههای اجرایی به شهرستان بم فقط معطوف به دوره امدادرسانی نماند و با شروع کارهای بازسازی مناطق آسیب دیده نیز شاهد پشتیبانی آنها از احیای بم باشیم . حتی انتظار داشتم در خلال بازسازی ویرانه ها فرصتی ایجاد شود تا کاستی های فرهنگی و اقتصادی گذشته اصلاح و برای همه ساکنان منطقه زمینه اشتغال سالم و آبرومندانه فراهم شود و بم آینده شهری بزرگ و عاری از هرگونه محرومیت اجتماعی و فرهنگی باشد . در طول سالهای پس از زلزله عملکرد سایر کشورهای مواجه با این بلای طبیعی سبب شد تا امیدواری بیشتری نسبت به امکان پا گرفتن مجدد زندگی در بم در من و مردم منطقه ایجاد شد . چرا که هروقت به روند بازسازی ویرانه های زلزله ژاپن و یا احیای زندگی در منطقه زلزله زده وان ترکیه نگاه کردم ، باور داشتم شدت لرزش بم بسیار کمتر و انگیزه مردم و مسئولان ما برای بازسازی این شهر بسیار فراتر از کشورهای دیگر است . اما دیروز که پس از هشت سال انتظار با هدف تهیه گزارشی از روند اشتغال زایی صنعتی ، دوباره پا به شهرستان بم گذاشتم ، بسیاری از امیدواری های گذشته ام به یاس تبدیل شد . زیرا بم امروز همه چیز دارد به جز اشتغال ! این یعنی شروع همه کاستی های گذشته و پرداختن به فعالیت های روبنایی که این بار نه به یک زلزله ، بلکه به یک سهل انگاری مدیریتی فرو خواهد ریخت . به عبارت دیگر با گذشت هشت سال از زلزله بم ، فکری برای تقویت ساختار زندگی سالم در بم نشده و هر آنچه که سالهای سال اجازه نداد این خطه مستعد و پر ظرفیت ، وارد مدار تولید و سازندگی شود ، دوباره در حال شکل گیری است . اگر در گذشته ، بم صاحب خرده کشاورزی بود که در صورت حمایت منطقی این خطه را به قطب تولید خرما و مرکبات کشور تبدیل می کرد ، امروز آنها که می کاشتند و برداشت می کردند زیرخروارها خاک خفته اند و جای خود را به مهاجرین و ساکنان غیر بومی داده اند که به دلیل عدم آشنایی با این حرفه ، نخلستانهای و باغات پرتقال را با تهدید مرگ روبرو کرده اند . بم دیروز ، ارگ قدیمی داشت که اگر پس از زلزله ویرانگر به موقع بازسازی می شد می توانست دوباره کانونی برای جذب گردشگر و توسعه اشتغال سالم در منطقه باشد ولی امروز برای بی توجهی و دیر ساختن ارگ قدیم هزاران بهانه در دستگاههای مسئول یافت می شود که هیچکدام برای بمی های دل شکسته قابل قبول نیست . حتی اگردر سالهای نه چندان دور ، ایجاد منطقه ویژه اقتصادی ارگ جدید در حاشیه شهر بم ، امیدهایی از توسعه فعالیت های صنعتی و بهبود معیشت را در دل مردم منطقه ایجاد کرده بود، امروزه با وجود مقاومت واحدهای تولیدی ارگ جدید در برابر زلزله قدرتمند هشت سال پیش ، ولی بی مهری سیستم بانکی و برخی دستگاههای پشتیبان از صنایع کشور بسیاری از آنها را به تعطیلی کشیده و ظرفیت تولید را در واحدهای باقی مانده به حداقل کاهش داده است . صنایع خودرو سازی که 6 هزار فرصت شغلی مستقیم و هزاران فرصت شغلی غیر مستقیم را برای ساکنان محروم بم ایجاد کرده بودند ، اینک به دلیل تحریم های غیر منطقی دنیای غرب علیه ایران و کمبود نقدینگی برای تغییر خطوط تولید وابسته به خارج ، با یک سوم ظرفیت اسمی خود فعالیت می کنند و ناچار به تعدیل بخش عظیمی از نیروی کار خود شده اند . ضمن آنکه کم لطفی سیستم بانکی برای تامین اعتبار طرح های صنعتی و نیز بی رغبتی برخی دستگاههای اجرایی برای استفاده از تولیدات این منطقه به جای مصنوعات وارداتی ، سبب شده تا صنایع ارگ جدید با احتیاط شدید به برنامه توسعه اشتغال نگاه کنند . بم ، هشت سال پس از زلزله با وجود هزاران جوان مستعد و جویای کار با مشکلی ویرانگرتر از گذشته روبروست که این یکی ناشی از قهر طبیعت نیست . محصول بی توجهی ما به داشته ها و ضرورت حفظ سرمایه هاست . اگر امروز سرمایه های تولیدی برجا مانده از دوران پیش از زلزله و حتی صنایع احداث شده در دوره بازسازی را حمایت کنیم ، فردا ناچار نخواهیم بود برای نجات بم متوسل به مدیریت بحران شویم . این به مثابه همان رویکردی است که ضرورت داشت پیش از وقوع زلزله هشت سال پیش در استحکام ساختمانها و ابنیه بم بکار می بستیم تا با نخستین لرزش زمین ، داشته های بم به تلی از خاک تبدیل نشوند و بحرانی فراگیر ایجاد نکنند . بنابر این بجاست از گذشته عبرت بگیریم و تنها در پی بازسازی روبناها نباشیم . اشتغال تولیدی اساس هر برنامه توسعه ای است و بی توجهی به آن هر دستاوردی را در کوتاه زمان زایل می کند. بم همانند هشت سال قبل نیازمند حمایت و پشتیبانی است ، اما نه از جنس اعانه و یارانه و هر آنچه که تاکنون برای فراموشی موقت آلام زلزله انجام داده ایم . تقویت بنیه زندگی در بم مستلزم ایجاد روحیه خودباوری و بالندگی تولیدی در این منطقه است . نوشته : کامران نرجه این یادداشت در صفحه 4 روزنامه اطلاعات پنجم دی 1390 همزمان با هشتمین سالروز زلزله بم درج شده است |
|
| متهم جدید در پرونده واردات بیرویه میوه |
| ساعت ۸:٤٩ ق.ظ روز یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠ |
|
سه چهار سالی هست که موضوع واردات بیرویه میوه ـ آن هم در فصل برداشت محصول داخلی ـ سوهان روح کشاورزان و باغداران زحمتکش شده است و مسئولان دستگاههای قانونگذار و مجری بارها قول مساعد دادهاند که جلوی ورود میوههای رنگارنگ خارجی را برای صیانت از حقوق تولیدکنندگان داخلی خواهند گرفت، اما همچنان اغلب میوهفروشیهای شهر و روستا مملو از سیر چینی و پرتقال مصری و سیب فرانسوی و انگور شیلیائی است. کشوری که طبیعت چهار فصل آن زمینه تولید انواع محصولات کشاورزی را در تمامی ایام سال فراهم ساخته و زمانی سرآمد تولید کشاورزی منطقه بود، اکنون به یکی از بزرگترین واردکنندگان میوه و محصولات جالیزی مبدل شده است و بیم آن میرود با ادامه این روند محصولات منحصر به فردی نظیر پسته، زعفران و خرمای خود را در آینده از خارج تأمین کند. گلایه نسبت به واردات میوه در ابتدا محدود به یکی دو قلم محصول باغی لوکس و نوبرانه بود که نوسان تولید داخلی آنها، دولت را با هدف تنظیم بازار مصرف به تسهیل شرایط واردات مجاب میساخت. اما بتدریج ضرورتها و اقتضائات تنظیم بازار داخلی از بین رفت و منافع سرشار واردکنندگان، سیل انواع میوه و صیفیجات خارجی را از مبادی رسمی و غیررسمی روانه بازار داخلی کرد. مسئولان وزارت بازرگانی سابق مدتی بهانه میکردند واردات گسترده و ارزان میوه از خارج مرهون خواست عموم اعضای کمیسیون ماده یک قانون مقررات صادرات و واردات و توافق جمعی آنها با تعیین تعرفه پایین گمرکی برای ورود میوههای خارجی است. لذا مخالفت با ورود میوه در حیطه قدرت این وزارتخانه نیست و نوک پیکان انتقادها باید متوجه سایر دستگاههای صاحب رأی در کمیسیون مذکور ـ بهویژه نهادهای متقاضی تسهیل واردات ـ باشد. این نکته مجلس شورای اسلامی را بر آن داشت تا براساس ماده 16 قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی مسئولیت تصمیمگیری در مورد واردات میوه و سایر محصولات این حوزه را به وزارت جهاد کشاورزی تفویض کند. اما حتی این جابهجایی مسئولیت از وزارت بازرگانی به دستگاه مدافع تولید کشاورزی هم مانع رشد واردات نشد و روز به روز بر حجم و تنوع میوههای خارجی در بازار داخلی افزوده شد. در تازهترین تحولات این پرونده، وزیر صنعت، معدن و تجارت (بازرگانی سابق) در پاسخ به موج انتقادها از رشد واردات میوه به کشور ـ آن هم درست در زمان برداشت محصول داخلی ـ مسئولیت هرگونه واردات میوه را متوجه دستور وزارت جهاد کشاورزی مبنی بر ثبت سفارش واردات توسط سازمان توسعه تجارت ایران دانسته و دستگاه تحت امر خود را فقط مجری دستورات وزارت جهاد کشاورزی معرفی کرده است. این درحالی است که همزمان با برائتطلبی وزارت صنعت، معدن و تجارت در ماجرای واردات میوه، وزیر جهاد کشاورزی هرگونه دستور مبنی بر ثبت سفارش واردات را انکار و اعلام کرده است که واردات میوه از ماهها قبل به کشور ممنوع است و باید تحقیق کرد میوهها با چه مجوزی از گمرکات ترخیص شدهاند؟! در همین زمان رئیس کل گمرکات کشور ادعا کرده است تمامی میوهها از مبادی گمرکی ظرف ماههای اخیر براساس برگه ثبت سفارش رسمی ترخیص شدهاند. رئیس کل سازمان توسعه تجارت هم که دستگاه تحت امرش قانوناً مجری دستور وزارت جهاد کشاورزی برای پذیرش سفارشات خارجی است، احتمال جعلی بودن برگهها ثبت سفارش واردات میوه را طرح کرده و خواستار توقف ترخیص میوههای موجود در گمرکات تا بررسی پرونده توسط نهادهای تعزیراتی شده است. معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت این احتمال را هم داده است که برخی از تولیدکنندگان داخلی با سوءاستفاده از فضای موجود، محصولات وطنی را به نام میوه خارجی در بازار عرضه کردهاند. القصه، بازی کی بود، کی بود، در پرونده واردات میوه به جایی رسیده است که بعید نیست بزودی متهمان این پرونده، باغداران شاکی و زیاندیده را به عنوان مقصر اصلی در رشد واردات و خسارت به تولید داخلی معرفی کنند. این قبیل شانه خالی کردنها و فرافکنیها بیشباهت به یکی از حکایات تاریخی در ادبیات کهن ما نیست. نقل کردهاند مردی به شکایت از سارقی که شبانه وارد منزل او شده بود و قصد داشت اموالش را بدزدد، نزد قاضی بلخ رفت، ولی صبحگاهان به این جرم محکوم شد که شب گذشته تصمیم داشته اموال کهنه و اسقاط منزلش را به اجبار به کسی که از روی دیوار وارد خانهاش شده بود، ببخشد و به سبب اصرار در بخشش اموال منزلش، موجب زحمت و ناراحتی میهمان ناخوانده شبانگاهی شده است! ای کاش مسئولان وزارت کشاورزی، بازرگانی و گمرکات این اندازه که در پی متهم کردن یکدیگر و فرضیهسازی برای پرونده واردات میوه هستند؛ برای توقف سیل واردات میوه خارجی و حمایت از تولید داخلی تلاش میکردند تا امروز مردم تنکابن و بم به جای پرتقال مصری و اسپانیائی، محصول باغات شهر خود را مصرف میکردند. نوشته : کامران نرجه این یادداشت اقتصادی در صفحه 4 روزنامه اطلاعات یکشنبه 6 آذر 1390 درج شده است |
|
| کسب رتبه نخست چهارمین جشنواره ترافیک و رسانه توسط کامران نرجه |
| ساعت ٤:٠۱ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٠ |
|
مراسم اختتامیه چهارمین جسنواره ترافیک و رسانه امروز ( یکشنبه 27 شهریور ) با حضور معاونان شهردار و شورای اسلامی شهر تهران برگزار شد . در جشنواره امسال افراد زیر از میان خبرنگاران رسانه های گروهی به عنوان نفرات برتر انتخاب شدند : بخش تیتر: 'نرگس رضایی' از روزنامه همشهری، 'محسن جندقی' از روزنامه وطن امروز، 'علی سامعی' از نشریه خودرو و 'ماندانا فتحی جو' از خبرگزاری تین نیوز شایسته تقدیر شدند. |
|
| صنعت ریلی و تناقض درونی عدالت و توسعه |
| ساعت ٥:۱٧ ب.ظ روز شنبه ٥ شهریور ۱۳٩٠ |
|
از قدیم گفتهاند: «به حال آنکس باید گریست، که دخلش بود نوزده، خرجش بیست». این ضرب المثل فارسی عموماً در مواردی به کار میرود که هزینههای یک نفر بیشتر از درآمدهای او باشد. بدیهی است چنین فردی همیشه مقروض و عاجز از تامین نیازهای اساسی خود خواهد بود و هیچوقت قادر به پس انداز یا سرمایهگذاری نیست. حتی این شرایط سبب میشود تا وضع فعلی فرد نسبت به گذشته روز به روز بدتر شود و روند پسرفت جایگزین پیشرفت شود، چرا که درآمد او هر روز کمتر از روز قبل است. این مقاله در صفحه 17 روزنامه اطلاعات شنبه 5 شهریور 1390 درج شده است |
|
| تعهدات جدید برای تولید و تجارت |
| ساعت ۱٢:٢٠ ب.ظ روز شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٠ |
|
ادغام وزارت بازرگانی و وزارت صنایع و معادن و کسب رای اعتماد دکتر «مهدی غضنفری» از مجلس شورای اسلامی به عنوان نخستین وزیر صنعت، معدن و تجارت، مسئولیتها و تعهدات جدیدی را برای بخش تولید و تجارت کشور ایجاد کرده است. نوشته : کامران نرجه این مقاله در صفحه 17 روزنامه اطلاعات 26 مرداد 1390 درج شده است |
|
| مسئولیت صنعت در قبال مشکلات ترافیک |
| ساعت ۱٢:٠٩ ب.ظ روز شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٠ |
|
" آلفرد برنارد نوبل " شیمیدان مشهور سوئدی هنگامی که موفق به کشف عنصر" نوبلیوم " و اختراع دینامیت شد ، تصور می کرد یکی از بزرگترین خدمات را به جامعه بشری کرده است و اختراع او رفاه و آسایش را به انسانها ارمغان خواهد داد . اما چیزی نگذشت که برخلاف ایده متعالی او کاربرد غیراخلاقی دینامیت در کشتار انسانهای بی گناه ، نوبل را از کرده خود پشیمان ساخت و مجبور کرد تا در وصیت نامه خود سرمایه حیرت انگیزش را برای تامین هزینه جایزه ای علمی و صلح آمیز به همین عنوان اختصاص دهد . امروزه با گذشت 110 سال از تصمیم مسئولانه آلفرد نوبل ، محصولات صنعتی فراوانی در دنیا با هدف تامین رفاه انسانها تولید می شود که کاربرد غلط آنها نا امنی و مرگ را به جای امنیت و زندگی به انسانها هدیه کرده است . بسیاری از تولیدکنندگان صنایع چوب و کاغذ ، دارو ، خودرو ، موادشیمیایی و حتی محصولات غذایی با درک این حقیقت تلخ که تلاش کارآفرین و رفاه آور آنها تبعات منفی نیز برای انسانها به همراه داشته است ، جوایز و بودجه های ویژه ای را برای فعالیت های فرهنگی اختصاص داده اند و تلاش می کنند تا از طریق ترویج استفاده صحیح تولیدات خود ، امنیت به مخاطره افتاده جوامع مصرف کننده را ترمیم کنند . این همان " مسئولیت اجتماعی " صنعت در قبال عوارض و عواقب مصرف تولیدات تجاری است که امروزه در بسیاری از کشورها به یک فرهنگ عمومی تبدیل شده است . یعنی عامه بنگاههای اقتصادی پذیرفته اند که به اندازه منافع تجاری خود از محل تولید محصولات خطرساز باید مخاطرات زندگی مصرف کنندگان و ذینفعان خود را کاهش دهند . گروهی از جامعه شناسان معتقدند که بنگاههای تولیدی موظفند در انواع فعالیتهایی که معضلات جامعه را کاهش می دهد و کیفیت زندگانی آن را بهبود می بخشد ، مشارکت کنند . طرفداران این دکترین اعتقاد دارند حیات بنگاه های تولیدی بستگی مستقیم به حیات جامعه دارد و از آنجا که صنایع تولیدی منافع خود را از جامعه می گیرند ومحصولات خود را به جامعه می فروشند ، بنابراین مسئولیتهای اجتماعی بنگاهها همه جانبه و فراگیر است و آنها موظفند در حل و رفع معضلات اجتماعی با جامعه همکاری ومشارکت کنند. به عبارت دیگر بنگاه و مدیران آن نسبت به فرآیندهای تولید مسئول هستند و عملکرد صنعتی آنها که منافع مادی را برای بنگاهها به همراه دارد ، نباید برای جامعه هزینه اجتماعی ایجاد کند . ای کاش این وجدان بیدار در مدیران صنایع داخلی ما هم یافت می شد، تا تولیدکنندگان محصولاتی که مصرف آنها در مواردی زیانباراست - حتی اگر هدفی جز خدمت به انسانها ندارند - در مسئولیت اجتماعی کاربرد تولیدات خود سهیم شوند و بخشی از ثروت های اقتصادی خود را در جهت ترویج فرهنگ انسانی و سلامت جامعه هزینه کنند . برای درک بهتراین مفهوم می توان به بیماری های خطرناکی همانند نارسایی قلبی، سرطان و دیابت اشاره کرد که امروزه بصورتی حاد در جامعه روبه افزایش هستند و امنیت بهداشتی جامعه را به مخاطره انداخته اند . در نگاه اول اگرچه این قبیل بیماریها مشکل شخصی فرد مبتلا و ناشی ازعادات بدغذایی او تلقی می شوند ، اما آیا مسئولیت مرگ کسی که بر اثرعوارض جانبی مصرف روغن های هیدروژنه ، سس های فرآوری شده و یا انواع نوشابه های گاز دارجان خود را از دست می دهد، تماماً به عهده مصرف کننده است؟
آیا اگر بخشی از عواید سرشار تولید اینگونه کالاها در جامعه صرف ترویج فرهنگ صحیح مصرف مواد غذایی و اعتلای آگاهی های عمومی شود ، از تعداد بیماران مذکور کاسته نخواهد شد؟ به همین روال باید پرسید آیا صنایع تولید کننده نمایشگرهای رایانه ای هیچ مسئولیتی در قبال افزایش بیماری های چشمی و کاهش ضریب دید میلیونها کاربر محصولات خود ندارند ؟ تعداد مشکلات اجتماعی از این دست که به واسطه استفاده غیراصولی کالاهای مفید در جامعه ایجاد می شود کم نیست ولی بطور قطع ترافیک و سوانح رانندگی را باید در زمره مهمترین این گونه مشکلات قلمداد کرد . تحقیقات علمی ثابت کرده است که میزان ترافیک و مشکلات حمل و نقل با تعداد خودروهای موجود در هر جامعه رابطه مستقیم دارد . این درحالیست که منفعت اقتصادی صنایع تولیدی در این حوزه وابسته به افزایش تعداد خودروها در جامعه است . بنابر این می توان نتیجه گرفت به موازات افزایش تعداد خودروها که می تواند زمینه ساز رشد مشکلات ترافیکی کشور باشد ، درآمد بنگاههای اقتصادی این حوزه نیز افزایش می یابد . اگرچه خودرو یا موتورسیکلت به خودی خود کالاهای مفیدی در حوزه حمل و نقل هستند واغلب مشکلات ترافیکی و سوانح ایمنی ناشی از رفتارغیراصولی رانندگان و عابران است، اما باید پرسید صنایع خودرو سازی و به ویژه تولید کنندگان موتورسیکلت که روزانه میلیاردها تومان عایدی از محل فروش محصولات خود کسب می کنند ، تا چه اندازه در تشدید بار ترافیکی معابر و بروزحوادث رانندگی نقش دارند؟ روزانه بیش از 6000 دستگاه خودرو و موتورسیکلت در ایران تولید می شود که دستگاههای متولی صنعت به افزایش پی درپی این رقم در سالهای اخیر تفاخر می کنند . از سوی دیگر بطور متوسط هر ساعت 4 تا 6 نفر از هموطنان ما در سوانح رانندگی و یک نفر بر اثر آلودگی های زیست محیطی ناشی از ترافیک در کشور جان خود را از دست می دهند . همچنین سوانح رانندگی در هر ساعت 750 میلیون تومان ضرر به اقتصاد کشور وارد می کند که مجموع سالانه آن 7 درصد از تولید ناخالص داخلی کشور را در برمی گیرد. ترافیک نیز به نوبه خود درهر ساعت 30 میلیون تومان برای اقتصاد کشورهزینه می سازد . این در حالیست که همزمان درآمد مجموع صنایع خودرو و موتور سیکلت سازی در ایران در هر ساعت بالغ بر 5/2 میلیارد تومان درآمد برآورد می شود . یعنی صنعت خودرو به ازای کسب 5/2 میلیارد تومان درآمد در هرساعت ، میلیارد ها تومان خسارت اقتصادی و اجتماعی به کشور تحمیل می کند . در این میان نقش صنایع موتورسیکلت سازی بسیار پررنگ تر از واحدهای خودرو سازی است چراکه تولید موتورسیکلت در ایران نسبت به تولید خودرو دارای ضریب بهره وری کمتر و مخاطرات اجتماعی و زیست محیطی بیشتری است . هم اکنون هشت میلیون موتورسیکلت در کشور تردد دارند که بیش از 25 درصد آنان فرسوده و با عمر بالای 10 سال هستند. یعنی از هر 9 ایرانی یک نفر دارای موتورسیکلت است و حدود 5/2 نفر از آنها موتورسیکلت فرسوده دارند. از طرف دیگر بی توجهی صنایع تولیدی به استانداردهای روز زیست محیطی و فرسودگی ناوگان موجود سبب شده تا متوسط مصرف سوخت موتورسیکلت ها در ایران در هر 100 کیلومتر 5/2 تا 3 لیتر باشد ؛ ولی استاندارد بین المللی این رقم کمتر از 5/1 لیتر است . موتورسیکلت ها علاوه براین 49 درصد در ایجاد آلودگی صوتی کلان شهرها نقش دارند؛ چرا که تولیدات صنایع موتورسیکلت سازی با استانداردهای جهانی آلودگی صوتی فاصله زیادی دارد . میزان استاندارد آلودگی صوتی در جهان 50 دسیبل است اما بر اساس یک تحقیق غیر رسمی موتورسیکلت های داخلی بین 70 تا 80 دسیبل آلودگی صوتی ایجاد می کنند. همچنین قدرت مانور و سرعت موتورسیکلت ها به خصوص در شهرهای پر ترافیک مانند تهران موجب شده است تا استفاده از این وسیله نقلیه بیشتر سایر وسایل نقلیه باشد ولی استفاده نادرست موتورسواران از این وسیله نقلیه و رعایت نکردن قوانین و مقررات منجر به افزایش آمار تصادفات و تخلفات و حتی به خطر افتادن جان سایر مردم شده است . در اغلب تصادفات رانندگی موتورسواران و ترک نشینان آنها در معرض شدیدترین صدمات و جراحات قرار دارند و استفاده نکردن آنها از کلاه ایمنی بیشترین تلفات رانندگی را در پی دارد . عبور موتور سواران از محل های ممنوعه نظیر آزاد راهها ، پیاده روها و معابر شهری که بعضاً با انجام حرکات نمایشی همراه است موجب شده تا حوادث مربوط به موتورسیکلت بین 40 تا 50 درصد مصدومان و مجروحان سوانح رانندگی و حداقل 37 درصد کشته های حمل و نقل زمینی ایران را شامل شود. این تعداد کشته و مجروح سالانه حداقل 600 میلیارد تومان به صنعت بیمه کشور خسارت می زند و تعداد کثیری از جوانان در سن اشتغال ، سرپرستان خانوار و نیروهای کار کشور را از چرخه فعالیت های اقتصادی خارج می کند . در کنار این آمار تکان دهنده صنعت موتور سیکلت سازی ایران از سال 1379 به بعد بطور مستمر رشد کمی در تعداد تولید کننده و تعداد محصول را تجربه کرده است که دلایل آن را میتوان در بالا رفتن قیمت خودروها، ترافیک سنگین کلان شهرها، افزایش قیمت سوخت و کاهش درآمد شهروندان و روستاییان کشور جستجو کرد . آخرین آمار منتشر شده حکایت ازصدور 600 مجوز برای ایجاد صنایع موتورسیکلت و احداث حداقل 300 کارگاه در ایران دارد که حدود نیمی از آنها به مونتاژ قطعات وارداتی از کشورهای جنوب شرق آسیا نظیر چین ، تایوان ، تایلند و هندوستان مشغولند و دربرخی از قطعات مورد مصرف این واحدها کمترین استانداردهای ایمنی و زیست محیطی لحاظ شده است . بر این اساس صنایع داخلی سالانه ۶۰۰ هزار دستگاه موتور سیکلت تولید می کنند که به دلیل ارزانی قطعات مورد مصرف و تقاضای بالای خرید ، ارزش افزوده هنگفتی برای مدیران این بنگاههای اقتصادی به همراه دارد . جای این سئوال باقیست که چنین صنعت درآمد زایی در سالهای اخیر تا چه اندازه مسئولیت اجتماعی تولیدات خود را پذیرفته و در کاهش تخلفات ، سوانح رانندگی وآسیب های زیست محیطی ناشی از مصرف موتورسیکلت در ایران سرمایه گذاری کرده است ؟ آیا عادلانه است که تولید موتورسیکلت برای بنگاههای صنعتی و مدیران آنها منافع اقتصادی و برای جامعه مصرف کننده اضطراب ، ناامنی و اتلاف منابع مادی و معنوی را به همراه داشته باشد ؟ تفاوت وجدان اجتماعی آلفرد نوبل ها و صنایع مسئولیت پذیر در دیگر کشورها با وجدان اجتماعی تولیدکنندگان موتور سیکلت در ایران چیست ؟ چرا باید هزینه های ناشی از افزایش مصرف موتورسیکلت در ایران به دستگاههای متولی امنیت اجتماعی نظیر شهرداری ها ، نیروی انتظامی ، بیمارستانها ، سیستم بیمه ای و رانندگان و عابران خسارت دیده تحمیل شود و عواید اقتصادی آن ، مدیران بنگاه های تولید کننده را به رشد پی در پی آمار تولید ترغیب کند ؟ آیا وقت آن نرسیده تا از محل اخذ عوارض ویژه بر تولید موتورسیکلت ( به شرط آنکه تولید کنندگان این عوارض را به قیمت فروش محصولات خود نیفزایند ) برای آموزش صحیح رانندگی با موتور ، کاهش هزینه تامین و ترویج مصرف کلاه ایمنی و همچنین بالابردن نوسازی ناوگان موتورسیکلت های فرسوده بهره گیری کنیم ؟ بدیهی است سلامت جامعه ایجاب می کند تا تمامی تولید کنندگان کالاهای زیانبار و از جمله واحدهای موتورسیکلت سازی در قبال مسئولیت های اجتماعی خود نقش فعالانه تری نسبت به گذشته ایفا کنند تا شاهد بالارفتن ایمنی استفاده از تولیدات آنها باشیم . بهبود رفتار ترافیکی موتورسیکلت سواران جز با سرمایه گذاری طرفداران افزایش موتور سیکلت در جامعه امکان پذیر نیست . نوشته : کامران نرجه این مقاله در صفحه 17 روزنامه اطلاعات 11 تیر 1390 درج شده است |
|
| اقتصاد ترافیک |
| ساعت ٥:٢۱ ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٠ |
|
ترافیک یا همان راهبندان خودروها در معابر شهری، اگرچه در تقسیمبندی موضوعی جزو مقولات اجتماعی محسوب میشود، ولی تاثیراین پدیده بر نوسان برخی شاخصها و متغیرهای اقتصادی باعث شده است تا بهتدریج پای اقتصاددانان هم به اظهارنظر در مورد ترافیک شهری باز شود. نوشته : کامران نرجه این مقاله در صفحه ۱۷ روزنامه اطلاعات دوشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۰ درج شده است |
|
| آیا کنترل اجاره بها امکانپذیر است؟ |
| ساعت ٤:٠۱ ب.ظ روز جمعه ۳ تیر ۱۳٩٠ |
|
در خبرهای امروز به نقل از رئیس اتحادیه کشوری مشاوران املاک آمده است که وزارت دادگستری و سازمان تعزیرات حکومتی از روز اول تیر به موجران و صاحب خانهها اجازه نمیدهد تا اجاره بهای واحدهای مسکونی را بیش از 7 تا 9 درصد افزایش دهند. این در شرایطی است که در ماههای اخیر اجاره بهای مسکن در اغلب شهرهای بزرگ و پرجمعیت بین 20 تا 30 درصد افزایش یافته و روند صعودی اجارهها با آغاز فصل معاملات روبه گسترش است. در چنین شرایطی مصوبه دولتی مذکور اگرچه در جهت حمایت از مستاجران و به منظور کنترل قیمت اجاره مسکن وضع شده است ولی اجرای آن به دلایل زیر موجب نابسامانی بیشتر در بازار مسکن میشود و منافع مستاجران را بیش از گذشته به مخاطره میاندازد: اولاً- بر اساس اصل 47 قانون اساسی مالکیت شخصی که از راه مشروع باشد در جمهوری اسلامی ایران محترم است. بنابر این دولت نمیتواند برای مالکیت افراد بر واحدهای مسکونی شرط یا قیمتگذاری کند. ضمن آنکه دولت شرعاً و قانوناً مجاز به جلوگیری از کسب و کار مشروع افراد نیست. ثانیاً - دولت هنگامی قادر به کنترل قیمت اجاره بهای مسکن است که به اندازه کافی واحد مسکونی خالی در اختیار داشته باشد و برای جلوگیری از رشد قیمت اجاره، واحدهای تحت مالکیت خود را با بهای کمتر به متقاضیان عرضه کند. در غیر این صورت هرگز قادر به ایجاد تعادل میان عرضه و تقاضای واحدهای استیجاری نیست. ثالثاً - در شرایطی که قیمت مصالح، دستمزد کارگران ساختمانی و نرخ تورم اقتصادی به استناد آمار رسمی از ابتدای امسال بین 12 تا 15 درصد افزایش یافته است، عادلانه نیست که با اعمال این مصوبه از مالکان واحدهای مسکونی بخواهیم کمتر از افزایش هزینههای خود، نرخ اجاره بها را بالاببرند. بنابر این اجرای این مصوبه از آنجا که مطابق با واقعیات بازار و تمایل مالکان نیست ، منجربه کاهش عرضه واحدهای استیجاری و در نتیجه رشد قیمت اجاره بها در بازار مسکن خواهد شد. رابعاًَ - به فرض اینکه مصوبه اخیر وزارت دادگستری و سازمان تعزیرات حکومتی از روز اول تیر به اجرا گذاشته شود، این احتمال وجود دارد که شاهد رواج پدیده قراردادهای صوری در بازار اجاره املاک مسکونی باشیم. یعنی مالکان واحدهای استیجاری در دفاتر مشاور املاک با مستاجرین خود قراردادی مطابق با ضوابط دولتی منعقد کنند ولی واحد تحت مالکیت خود را تنها به کسی اجاره دهند که خارج از محیط دفاتر مشاور املاک، قرارداد دیگری مطابق با میل مالک امضا کند. بنابراین از هم اکنون میتوان پیشبینی کرد بازار اجاره مسکن با اجرای این مصوبه به همان آفتی دچار خواهد شد که گریبانگیر معاملات ورزشی، قراردادهای فنی و مهندسی و بعضاً خدمات پزشکی شده است. در هر یک از حوزههای نامبرده از آنجا که دولت بدون در نظر گرفتن سازوکارهای اقتصادی حاکم بر بازار عرضه و تقاضا، قصد مداخله در معاملات و قیمتگذاری خدمات را داشته است، شاهد رواج قراردادهای صوری مطابق با ضوابط دولتی هستیم، اما در واقع خدمات مورد تقاضا در قالب قیمتها و ضوابط نگاشته شده در قراردادهای پنهانی به مشتریان عرضه میشود. بجاست دولت محترم برای حمایت از قشر بی خانمان و کاهش اجاره بها دست به اقدامات موثرتری نظیر افزایش پرداخت اعتبارات مسکن و گسترش شهرکهای مسکونی اجاره به شرط تملیک زده و با مداخلات ناصوابی از این دست، اوضاع بازار مذکور را از حد فعلی آشفتهتر نسازد. این شیوة حمایت مخرب از اجاره نشینها باعث میشود تا فرصت سودجویی بیشتر برای سوداگران بازار مسکن فراهم و مشکلات مستاجران برای یافتن مسکن ارزان قیمت بیشتر شود. نوشته : کامران نرجه این یادداشت اقتصادی در صفحه ۴ روزنامه اطلاعات یکشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۰ درج شده است
کلمات کلیدی:
بحران مسکن ،
کامران نرجه
|
|
| جامعه جهانی نگران ایمنی جاده ها |
| ساعت ۱٠:۳٦ ق.ظ روز جمعه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٠ |
|
دهه اقدام برای ایمنی جادهها از دیروز 21 اردیبهشت مصادف با 11 می 2011 با پیام «بانکیمون» دبیرکل سازمان ملل متحد در سراسر جهان آغاز شد. نامگذاری دهه پیش رو به این مضمون بیانگر نگرانی جامعه جهانی از کاهش ایمنی سفرهای جادهای و رشد تلفات انسانی در سوانح رانندگی است. نوشته : کامران نرجه این یادداشت در صفحه ۴ روزنامه اطلاعات پنجشنبه ٢٢ اردیبهشت ١٣٩٠ درج شده است |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : خبرنگار اقتصادی روزنامه اطلاعات ،فارغ التحصیل علوم ارتباطات اجتماعی ( شاخه روزنامه نگاری ) مدرس دوره های کوتاه مدت و پودمانی رشته ارتباطات و روزنامه نگاری ، مولف کتاب بازار شناسی کشورهای اسلامی پروفایل مدیر : کامران نرجه |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |


