کامران نرجه

مجموعه مقالات ؛ یادداشت ها و گزارشهای مطبوعاتی یک خبرنگار

نساختن بهتر است از ناامن ساختن
ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٦ 

چندی قبل یک زلزله 9/6 ریشتری پایتخت نیکاراگوئه در آمریکای جنوبی را به لرزه درآورد ولی خوشبختانه این زمین لرزه نسبتاً شدید هیچ آسیبی به جان و مال مردم فقیر و جهان سومی نیکاراگوئه وارد نکرد.

اندکی پیشتر از آن نیز زلزله‌ای با قدرت 8/7 ریشتر در حوالی ژاپن به وقوع پیوست ولی این حادثه هم تلفات جانی و مالی به همراه نداشت.

اما اخیرا وقوع یک زلزله 2/5 ریشتری در اطراف شهر قم باعث شد شیشه بسیاری از منازل بشکند و دیوار برخی از بناهای مسکونی و تجاری فرو ریزد و یا ترک بردارد، چند ماه قبل هم وقوع یک زمین‌لرزه 5/4 ریشتری در جزیره قشم خسارات مالی قابل توجهی بر جای گذاشت.

اگر اندکی شدت لرزش زمین در این دو منطقه بیشتر بود، فجایع انسانی بوئین‌زهرا، رودبار، بم، لرستان، بلده مازندران و زرند کرمان که هر کدام از آنها طی سالهای اخیر در اثر وقوع زمین‌لرزه‌ای خفیف‌تر از زلزله نیکاراگوئه و ژاپن رخ داد، تکرار می‌شد.

 

سؤال اینجاست که چرا باید زمین‌لرزه‌های معمولی و خفیف در کشور ما حادثه‌ساز باشند و زلزله‌های شدید در سایر کشورها کمترین خسارات مالی و جانی را برجای گذارند؟

 

17 سال پیش زمین‌لرزه‌ای با قدرت 9/6 ریشتر به مرکزیت منطقه دیلمان در حوالی رودبار محیط گسترده‌ای از 4 استان شمالی کشور را تخریب کرد و بیش از 31 هزار کشته، 152 هزار زخمی و 200هزار بی‌خانمان برجا گذاشت. خسارات زلزله 4 سال قبل شهرستان بم که تنها 7/6 ریشتر قدرت داشت نیز کمتر از مورد فوق نبود. این در حالیست که خسارات زلزله‌هایی با قدرت مشابه در دیگر کشورها نظیر ژاپن، کره، مالزی، مکزیک، نیکاراگوئه و کوبا به ندرت بیشتر از 3 نفر در هر مورد بوده است.

 

تفاوت قابل توجه آمار تلفات جانی و مالی زمین‌لرزه در سایر کشورها با موارد خفیف‌تر در ایران ناشی از عدم رعایت استانداردهای ایمنی در ساخت ابنیه کشورمان و نبود مدیریت صحیح شهرسازی است.

 

مادامی که سالم‌سازی بناهای شهری و روستایی و افزایش مقاومت سازه‌ها در برابر زلزله و آموزش عمومی برای کاهش تلفات در سوانح بزرگ به صورت یک استراتژی بنیادین و با اولویت در تصمیم‌گیریهای اجتماعی دیده نشود، نباید انتظار داشت میزان تلفات زلزله بعدی کمتر از گذشته باشد. تأکید بر ایمن‌سازی ساختمان‌ها از آن جهت است که فرهنگ ساخت و ساز در کشور ما علی‌رغم وقوع سوانح سالهای اخیر و تبلیغات گسترده نهادهای مجری برای پی ریزی نظام‌های فنی و مهندسی در این بخش، هنوز چارچوب و تعریف مشخصی ندارد.

 

ماده 17 قانون نظام مهندسی ساختمان مصوب 1371 که جایگزین ماده 13 قانون نظام معماری و ساختمانی مصوب 1352 و اصلاحیه‌های 1356 آن می‌باشد، هرچند اصول و قواعدی که رعایت آنها در طراحی، محاسبه، اجرا، بهره‌برداری و نگهداری ساختمان‌ها را به منظور اطمینان از ایمنی، بهداشت، بهره‌دهی مناسب و صرفه اقتصادی تدوین کرده است ولی این قانون عملاً در اغلب بناهای ساخته شده در 15 سال اخیر نادیده انگاشته شده و یا نظارت صحیحی بر اجرای کامل مفاد آن صورت نگرفته است.

 

تعداد زیادی از ساختمان‌های بیش از دو طبقه در شهرهای بزرگ ایران طی سالهای اخیر توسط افرادی ساخته شده که تخصص و شغل اصلی آنها چیزی غیر از ساختمان‌سازی است و تنها به انگیزه کسب منافع مادی بالا و زودبازده به این حرفه‌ روی آورده‌ اند.

 

از طرف دیگر اقدام دستگاههای اجرایی برای حمایت از توسعه ساخت‌ و ساز و پرداخت تسهیلات مالی به متقاضیان ساخت مسکن، معادل قدم‌های برداشته شده در جهت ترویج و نهادینه کردن فرهنگ ایمن‌سازی در کشور نیست.

 

به عبارت ساده‌تر کافیست هزینه ساخت یک بنای مسکونی را داشته باشید و عوارض مرتبط با آن را به نهادهای  مجری بپردازید تا بتوانید مسکن‌سازی کنید.

 

مطمئن باشید هیچ دستگاهی شما را مؤاخذه نمی‌کند که آیا تجربه فنی و مهندسی این فعالیت را دارید و آیا مصالحی که در ساختمان خود مصرف کرده‌اید، استاندارد هست یا خیر؟ حتی‌ لازم نیست برای بنای تولیدی خود شناسنامه‌ای فراهم کنید، چرا که به راحتی می‌توانید موجود بی‌هویت و خطرناک خود را به دیگری بفروشید و اگر روزی براثر وقوع سانحه‌ای ساختمان تولیدی شما فروریخت، هیچ مسئولیت حقوقی متوجه شما نیست!

 

همین سهل‌انگاری‌های فرهنگی، حقوقی و اجرایی است که میزان تلفات زمین لرزه‌های ایران را بیشتر از سوانح مشابه در دیگر کشورها کرده است.

 

طی سالهایی که از وقوع زمین لرزه رودبار می‌گذرد و در دورة مدیریت 4 مسئول مختلف بر وزارت مسکن و شهرسازی همواره قرار بوده که نظام جامع ساخت و ساز مسکن در شهرها و روستاهای کشور بطور جدی تدوین و پیگیری شود ولی هنوز هم چنین آرمانی محقق نشده و تنها هدف مسئولین این بخش توسعه کمّی ساخت و سازهاست نه ارتقاء کیفی آنها.

 

 میزان استحکام ساختمان‌ها باید در دوره‌های منظم از سوی کارشناسان فنی مورد ارزیابی قرار گیرد و در صورتی که از میزان استحکام تمام و یا بخشی از یک بنا کاسته شده باید فوراً نسبت به تقویت آن اقدام شود. همچنین باید از توسعه ساختمان سازی در مجاورت گسل‌های خفته در شهرهای بزرگ نظیر آنچه که در ارتفاعات بیش از 1800 تهران و در مناطق 2، 5 و 22 شهرداری تهران در حال اجراست با جدیت ممانعت به عمل آورد و نهادهایی که اصرار به ادامه این رویه اشتباه دارند را توجیه کرد که :

                   «نساختن بهتر از نا امن ساختن است»

 

 

نوشته : کامران نرجه     KAMRAN  NARJEH

 


کلمات کلیدی: ایمنی ، کامران نرجه