کامران نرجه

مجموعه مقالات ؛ یادداشت ها و گزارشهای مطبوعاتی یک خبرنگار

زلزله هائیتی و عبرت های ما
ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸ 

زلزله 3/7 ریشتری که پریروز مرکز هائیتی در آمریکای لاتین را به لرزه درآورد و این کشور کوچک و فقیر در ساحل دریای کارائیب را به تلی از خاک مبدل کرد، بدون شک ناگوارترین سانحه جهانی در شروع سال جدید میلادی است که شدت لرزش آن در 200 سال گذشته بی‌سابقه توصیف شده است.

این زمین لرزه مخوف و پس لرزه‌های قوی آن تاکنون دهها هزار نفر را به کام مرگ کشیده و بیش از 3 میلیون آواره برجا گذاشته است و با افزایش تعداد تلفات بیم آن می‌رود که هزاران تن از مردم پایتخت هائیتی در این سانحه غمبار جان خود را از دست داده باشند.

این در حالیست که حجم اصلی عملیات امداد و نجات بین‌المللی برای کمک به زلزله زدگان هائیتی تاکنون در مناطق شهری این کشور صورت پذیرفته که 48 درصد از جمعیت هائیتی را در خود جای داده است و تا اعزام نیروهای تجسس و امدادگر به مناطق روستایی، قطعاً آمار تلفات انسانی در این فاجعه افزایش خواهد یافت.

زلزله هائیتی علاوه بر تألم و همدردی از سوی مردم سایر نقاط جهان، دارای درس‌ها و عبرت‌های مهمی برای کشورهای زلزله خیز نظیر ایران است.

شش سال پیش نیز در چنین روزهایی و درست در بحبوحة تعطیلات سال نو میلادی زمین‌لرزه‌ای به قدرت 7/6 ریشتر شهرهای بم و بروات را در جنوب شرقی استان کرمان لرزاند و حدود 30 هزار نفر از هموطنانمان را به کام مرگ کشید. البته این نخستین‌بار نبود که ایرانیان در سوگ ده‌ها هزار نفر از هموطنان خود از پس یک زلزله قوی نشستند. زلزله 1302 بجنورد، 1341 بوئین‌زهرا، 1347 گناباد، 1351 قیر، 1357 طبس، 1369 رودبار و 1376 قائنات نیز به لحاظ شدت تخریب و تلفات برجامانده چیزی کمتر از زمین لرزه بم نبود.

این واقعیت تلخ که ایران همانند هائیتی یکی از مستعدترین و لرزه‌خیز ترین نقاط جهان محسوب می‌شود، ما را مجاب می‌کند که در قبال سوانحی از این دست در هر نقطه از جهان بی‌توجه نباشیم. چرا که هرآن ممکن است چنین سانحه تلخی در گوشه‌ای از کشورمان رخ دهد. همانگونه که تاکنون بارها و بارها به وقوع پیوسته و شمار زیادی از مردم کشورمان را کشته است. اگرچنین زلزله‌ای در یکی از کلان‌شهرهای ایران رخ دهد، به طور قطع یکی از بزرگترین فجایع انسانی در طول تاریخ پدید می‌آید.

بافت فرسوده واحدهای مسکونی و تجاری، ازدحام نامتقارن و نامناسب معابر، آسیب‌پذیری تأسیسات عمومی و سکونت جمعیت کثیری از مردم در چنین مناطقی سبب می‌شود که آمار تلفات انسانی در صورت بروز زلزله بیشتر از هر نقطه دیگر جهان باشد.

هائیتی اگرچه هزاران کیلومتر با کشور ما فاصله دارد، ولی بروز این سانحه در آن باید ما را به فکر وادارد که در صورت وقوع چنین حادثه‌ای در هر نقطه از کشور ما آیا ستاد مدیریت بحران و دستگاه‌های ذی‌ربط قادرند در قبال آوار حداقل 80 درصد ساختمان‌های غیرمقاوم و معابر غیرقابل دسترسی در بافت فرسوده کانون‌های جمعیتی، تلفات پس از زلزله را به حداقل برسانند؟

آیا تشکیلات و ساز و کارهای پیش‌بینی شده در تکالیف قانونی این ستادها، قابلیت عملیاتی شدن در لحظات طلایی پس از وقوع زلزله را دارند و اساساً آیا این تشکیلات در آن زمان برقرار خواهند بود؟

هیچ مرجع رسمی در ایران قادر نیست برآورد دقیقی از پیشرفت برنامه‌های مقاوم‌سازی و کاهش خطرپذیری سازه های شهری در سالهای اخیر ارائه دهد.

دستگاه‌های مسئول در این حوزه به خصوص در کلانشهرهای دارای بافت فرسوده نظیر تهران، مشهد، اصفهان و تبریز بجز برگزاری جلسات و نگارش طرح‌ها، تاکنون چه اقدامات عملیاتی را در سطح کلان به مورد اجرا درآورده‌اند و وضع موجود این قبیل کانون‌های جمعیتی با گذشته چه تفاوتی کرده است؟

کدام دستگاه مسئول قادر است تضمین دهد در صورت بروز یک بحران بزرگ در کلانشهری مثل تهران با وجود رشد روزافزون جمعیت و افزایش درهم تنیدگی بافت شهری، میزان تلفات فعلی کمتر از 10 سال پیش است؟

اگرچه کاهش ساخت‌وساز ناشی از بحران رکود مسکن در دو سال اخیر سبب شده تا قدری از شتاب انبوه‌سازی واحدهای غیرمقاوم در کشور کاسته شود ولی این مسأله بیلان موفقی از عملکرد دستگاههای مسئول در این حوزه نیست، بلکه به مدد رکود جهانی اقتصاد مسکن، صورت مسأله پاک شده و آمار ساخت‌وساز غیرایمن در کشور کاهش یافته است.

مشاهده و تحلیل زلزله هائیتی این فرصت را برای هر یک از دستگاه‌های مسئول در ایران فراهم می‌سازد که سریعاً نسبت به برنامه‌ریزی جامع و اقدام فوری برای ایمن‌سازی مناطق شهری و روستایی در قبال سوانحی از این دست همت کنیم.

نوشته : کامران نرجه    Kamran  Narjeh

این یادداشت در تاریخ ٢۴ دی ١٣٨٨ در صفحه ٢ روزنامه اطلاعات درج شده است


کلمات کلیدی: ایمنی