تجارت پارسی در اردو بازار ( گزارش سفر به پاکستان ) قسمت سوم

سازمان تجارت جهانی هفته گذشته ایران را به عنوان بیست و سومین صادرکننده بزرگ کالا در جهان مـعرفی کرد که رقم صادرات آن در سال 2011 با 30 درصد رشد نسبت به سال پیش از آن به 131 میلیارد دلار رسیده است. ‏

در میان همسایگان ایران ، فقط کشور ترکیه با 135 میلیارد دلار صادرات یک پله بالاتر از کشورمان رتبه بندی شده است و مابقی کشورهای منطقه رتبه صادراتی زیر ایران دارند.

از سوی دیگر به استناد گزارش سازمان تجارت جهانی واردات ایران در سال 2011 بالغ بر 68میلیارد دلار بود که این رقم نسبت به سال قبل از آن 5 درصد رشد داشته است. بر اساس این گزارش ایران از نظر واردات هم در رتبه 29 جهان قرار گرفته است. بنابر این همکاری با چنین اقتصاد بزرگی برای تمامی کشورهای منطقه و همسایگان ایران سودمند است.‏

جمهوری اسلامی ایران در حوزه بلوک‌های منطقه‌ای بزرگی نظیر سازمان همکاری‌های اقتصادی (‏ECO‏) و همچنین سازمان کنفرانس اسلامی (‏OIC‏) قرار دارد. همچنین بزرگی و گستردگی اقتصاد ایران سبب عضویت کشورمان در گروه (‏‎ D8 ‎‏) شده است که هسته مرکزی ایجاد بازار مشترک اسلامی محسوب می‌شود. در همسایگی ما هم برخی از کشور‌ها نظیرعمان، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، عربستان و کویت در همگرایی دیگری به نام « شورای همکاری خلیج فارس » عضویت دارند که با برخی از آنها روابط اقتصادی گسترده‌ای داریم.

اما روابط اقتصادی ما با برخی دیگرازهمسایگان خود نظیر کشور پاکستان با وجود زمینه‌های فراوان برای توسعه همکاری‌ها ، چندان قابل توجه نیست.‏ایران و پاکستان که حدود 909 کیلومتر مرز مشترک خاکی با یگدیگر دارند و در همگرایی‌هایی نظیر « اکو » و « سازمان کنفرانس اسلامی » سهیم هستند، همواره به حجم اندکی از روابط تجاری و صنعتی با یکدیگر قانع بوده‌اند و تلاش جدی برای افزایش سطح مناسبات اقتصادی فی مابین نکرده‌اند. پاکستان علاوه بر دو همگرایی نامبرده در پیمان « سارک » هم عضویت دارد که می‌تواند زمینه دسترسی ایران به بازار هند، بنگلادش، سریلانکا،نپال، مالدیو و بوتان را فراهم سازد. با این حال روابط دوکشور در سالهای اخیر کمتر مورد شناخت و ارزیابی قرارگرفته و به تبع آن از توسعه مطلوب برخوردار نبوده است. ایران و پاکستان حداقل در 20 سال اخیر مناسبات اقتصادی پرنوسان و نسبتا نامطلوبی داشته‌اند که حجم آن با ظرفیت‌های واقعی تجارت میان دوکشور فاصله دارد. ‏بدون شک تقویت روابط تجاری و صنعتی ایران با این قبیل همسایگان علاوه بر تحکیم مناسبات درون گروهی، منافع بیشتری را برای اقتصاد داخلی نسبت به همکاری با سایر کشورها به همراه دارد. زیرا عواملی مثل هم مرزی، همگرایی و تشابه اقتصادی در کنار فرهنگ مشترک قومی و مذهبی ضامن منافع اقتصادی همکاری دو کشور است. با این حال پیش نیاز برقراری چنین تعاملی، کسب آگاهی از بازار یکدیگر و بروز رسانی اطلاعات فعالان اقتصادی از ظرفیت‌های تولیدی و خدماتی دو کشور است. درواقع بازارشناسی باعث یافتن نقاط مکمل و استفاده از فرصت‌های بالقوه در جهت افزایش سطح همکاری‌های تجاری و صنعتی می‌شود. توجه به این نکته، تشکل‌های بزرگ اقتصادی به ویژه اتاق‌های بازرگانی را بر اساس وظایف ذاتی خود به تدوین برنامه جامعی برای اعزام هیات‌های تجاری به کشورهای همسایه و رایزنی با فعالان اقتصادی سایر کشورها برای برون رفت از حلقه مشکلات تحریم‌های اقتصادی واداشته است.

زیرا اعضای اتاق‌های بازرگانی معمولا از شرکت‌های تولیدی و خدماتی بخش خصوصی هستند که قدرت مانور بیشتری در تعاملات بین المللی نسبت به بنگاه‌های دولتی دارند و برای عبور از تنگناهای تحریم اقتصادی، می‌توانند از ابزارهای بیشتری استفاده کنند.‏

نوشته : کامران نرجه

 این پاورقی در صفحه 17 روزنامه اطلاعات دوشنبه 10 مهر 1391 درج شده است

/ 0 نظر / 28 بازدید