اول سلامت روان , بعد رانندگی

سه سال از روزی که سازمان ملل متحد تصمیم گرفت بیستم نوامبر (برابر با 30 آبان ماه) را در تقویم جهانی به عنوان «‏‎‎روز یادبود قربانیان حوادث رانندگی » نامگذاری کند، می‌گذرد. «بان کی مون» دبیر کل سازمان ملل متحد با توجه به روند روزافزون آمار قربانیان تصادفات رانندگی در جهان، پارسال درپیامی به مناسبت این روز‎ ‎ـ سال‌های 2011‏‎ ‎‏ تا 2020 میلادی را « دهه اقدام برای ایمنی جاده‌ها » عنوان کرد. با این حال تعداد کشته شدگان سوانح رانندگی در دنیا همچنان بالاست و روز به روز عوامل جدید به مجموعه علل وقوع حوادث رانندگی افزوده می‌شود. ‏

تصادفات رانندگی نهمین عامل مرگ و میر انسان‌ها در در دنیا و دومین علت آن در ایران است. طبق آمار، سال قبل یک میلیون و 105 هزار نفردرجهان و 20هزار و 68 نفر در ایران جان خود را بر اثرتصادفات رانندگی از دست دادند.

هرچند آمار کشته شدگان سوانح رانندگی در ایران نسبت به 5 سال قبل کاهشی 30 درصدی یافته است، اما با توجه به جمعیت 75 میلیون نفری کشور، هنوزهم ایران بالاترین تعداد قربانیان تصادفات رانندگی در دنیا را دارد.



خطای انسانی، مهم‌ترین عامل حوادث رانندگی ‏

سوانح رانندگی در هر جامعه منجر به مرگ افرادی می‌شود که هزینه‌های مختلفی برای رشد، تکامل، استعداد یابی و بهره گیری از آنان صرف شده است.

مرگ ناگهانی افراد در سوانح رانندگی، بخشی از برنامه ریزی‌های اجتماعی و اقتصادی مسئولان یک جامعه را برای بهرمندی از هزینه‌های صرف شده در پرورش نیروهای انسانی ناکام می‌گذارد و از اینرو تصادفات رانندگی از حیث اتلاف هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی نیز قابل بررسی است.

گزارش سازمان پزشکی قانونی کشور نشان می‌دهد ظرف 6 ماهه نخست امسال حداقل 10 هزار و 609 نفر در سوانح رانندگی ایران کشته شده‌اند که به جز خسارات غیر قابل ارزیابی آن در ابعاد اجتماعی، حدود 5/2 میلیارد دلارهزینه بر اقتصاد ایران تحمیل کرده است. ‏

‎ ‎کارشناسان حمل و نقل و ترافیک برای ارتقای ایمنی معابر و کاهش تلفات رانندگی، پیش از هر اقدامی به عوامل بروز تصادفات توجه می‌کنند و راهکارهای کاهش تاثیر هریک از این عوامل را در وقوع سوانح ارائه می‌دهند.

تحقیقات این کارشناسان خطای انسانی در کنترل خودرو و یا بی توجهی به مقررات رانندگی را به عنوان عامل 70 درصد از سوانح رانندگی معرفی می‌کند و مواردی مانند سرعت غیر مجاز، انحراف به چپ، استفاده نکردن از کمربند وکلاه ایمنی را در بروز تصادفات مرگبار موثر می‌داند. البته تاثیر این عوامل در جوامع مختلف برای وقوع تصادفات مرگبار، متفاوت است.

با این حال هنوز عوامل ناشناخته فراوانی در بروز این قبیل سوانح وجود دارد که راهکار مناسبی برای رفع آنها ارائه نشده است. به عنوان مثال در اغلب بحث‌های ترافیکی و بررسی‌های مربوط به سوانح رانندگی به ویژه درارزیابی‌های مربوط به سوانح کشورمان، کمتر به نقش عوامل روانی در بروز تصادفات توجه می‌شود. ‏

تغییر نامطلوب شرایط اقتصادی و اجتماعی زندگی افراد در شهرهای بزرگ به همراه عواملی نظیر اضطراب‌های محیطی و ناکامی‌های مختلف اجتماعی، عاطفی و فرهنگی، تاثیر نامطلوبی بر شخصیت روانی افراد می‌گذارد که می‌تواند در نحوه رانندگی آن‌ها و یا حتی میزان رعایت قوانین ترافیکی تاثیرگذار باشد.

ژیلا توانگرـ روانشناس اجتماعی در توضیح این مفهوم می‌گوید: هزینه‌های اقتصادی زندگی در شهرهای بزرگی مانند تهران، روز به روز در حال افزایش است و ساکنان این قبیل شهرها باید تلاش بیشتری برای تامین معاش خود کنند. مسلما تلاش بیشتر و بهره‌مندی کمتر افراد علاوه بر خستگی جسمی روزمره منجر به ایجاد حس ناکامی و سرخوردگی در آنها می‌شود و حتی در موارد حاد، افسردگی‌های مزمن را به همراه می‌آورد. ‏

از سوی دیگر در رفتار اجتماعی ساکنان این قبیل شهرها که با معضل فرساینده ترافیک روزمره روبروهستند،مواردی نظیرپرخاشگری،عصبی بودن،حواس پرتی،عدم تمرکزفکری،عجله بی موردو شتاب دیده می‌شود که می‌توانند زمینه بروز سوانح ناگوار رانندگی باشند.

وی می‌افزاید: در بررسی علل وقوع تصادفات رانندگی نباید فقط به رفتار مخاطره‌آمیز رانندگان و یا عابران بسنده کرد، بلکه لازم است به علل بروز چنین رفتاری در رانندگان و یا حتی عابران پیاده توجه داشت. باید دید چه اتفاقی افتاده است که رانندگان به راحتی قوانین رانندگی را نادیده می‌گیرند و سرعت خودروی آنها بیشتر از حد مجاز است؟ چه عاملی سبب شده است تا حرکات زیکزاکی و یا انحراف مسیرهای پی در پی در فرهنگ رانندگی کشورما رایج شود؟ به چه دلیل صبر و تحمل در میان رانندگان شهرهای بزرگ، جای خود را به عجله و شتاب داده و چرا مرگ ده‌ها نفر در تصادفات روزانه برای سایرین عبرت انگیز نشده است؟

این روانشناس اجتماعی می‌گوید: مردمی که با وجود مشاهده مسیر پیاده رو ترجیح می‌دهند از حریم خیابان برای رفت و آمد استفاده کنند و یا کسانی که هنگام رانندگی بی‌دلیل بوق می‌زنند، ترمز می‌گیرند و یا سرعت خودروی آنها متعادل و منظم نیست، تا حدی دچار اختلالات روانی هستند و چنین رفتاری زمینه ساز تصادفات رانندگی می‌شود.‏

خانم توانگر می‌افزاید: اغلب مقصرین سوانح رانندگی در اعترافات بعدی خود به این موضوع اشاره می کنند که به هنگام بروز سانحه دارای حالت عصبی مناسبی نبوده‌اند و قدرت تصمیم گیری صحیح و کنترل خودرو را نداشته‌اند، بنابر این اختلالات عصبی و روحی یکی از مهمترین عوامل بروز تصادفات رانندگی است.‏



آزمایش‌های روان‌شناختی ‏

دکتر عباس احمدی ـ استاد دانشگاه در رشته روانشناسی هم با اشاره به نقص قوانین صدور گواهی‌نامه‌های رانندگی در ایران می‌گوید: فرد متقاضی دریافت گواهی‌نامه علاوه بر اینکه باید مقررات رانندگی را به‌خوبی بداند و علائم آن را به‌ طور کامل بشناسد، لازم است که وضعیت روحی و روانی وی نیز توسط متخصصین بررسی شود و حتی فرد مورد آزمایش‌های روان‌شناختی قرار بگیرد.‏

به گفته وی، اغلب ما صحنه درگیری‌های شخصی رانندگان و یا عابران در خیابانهای شهر را دیده‌ایم. حتی برخی از موارد دیده می‌شود که پس از وقوع تصادف، یکی از طرفین به حدی عصبانی می‌شود که طرف مقابل را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد.

برخی از رانندگان داخل خودرو چوب یا زنجیری بلند برای برتری در منازعات خیابانی نگهداری می‌کنند که نشان دهنده اختلالات روانی آنان است. بنابراین علاوه بر موارد امتحانی عادی رانندگی؛ سلامت روانی افراد نیز قبل از اعطای گواهی‌نامه‌های رانندگی باید مورد بررسی قرار گیرد.‏

‏ دکتر احمدی می‌افزاید: در کشورهای پیشرفته چنین آزمایش‌هایی کاملا ضروری است و مادامی که سلامت روانی افراد از نظر متخصصان تایید نشود، مجوز رانندگی به آنان داده نمی‌شود. اما متاسفانه در کشورما نه فقط متقاضیان دریافت گواهینامه، بلکه حتی رانندگان خاطی که مرتکب اشتباهات مرگبار می‌شوند، مورد آزمایش‌های روانی قرار نمی‌گیرند.

وی همچنین می‌گوید: رانندگی در شهر پرترافیک تهران بسیار خسته کننده و اضطراب زاست و کمتر کسی قادر است در ترافیک سنگین خیابان‌های تهران بر اعصاب خود مسلط باشد و در نحوه رانندگی خود تغییری ایجاد نکند. این وضع حتی برای عابران پیاده نیز فشارهای شدید عصبی را به همراه دارد که ممکن است باعث بروز رفتارهای غلط ترافیکی شود و یا حتی زمینه بروز یک سانحه مرگبار را به وجود آورد.

این روانشناس با اشاره به ضرورت برگزاری دوره‌های آموزش رفع عصبانیت و خشونت برای رانندگان پر‌تخلف می‌گوید: مطمئنا با برپایی چنین دوره‌هایی، تخلفات و تصادفات رانندگی کاهش می‌یابد.‏

به گفته وی رانندگان تاکسی، اتوبوس و حتی فعالان حمل و نقل جاده‌ای به دلیل خستگی زیاد ناشی از رانندگی طولانی مدت، بیشتر از سایر رانندگان در معرض آسیب‌های روانی قرار دارند. بنابر این چنین افرادی باید دوره‌های آموزشی رفع عصبیت در رانندگی را طی کنند. البته نسخه مطلوب تر، کاهش ساعات رانندگی و فراهم ساختن شرایط استراحت پی درپی برای رانندگانی است که ناچارند ساعات زیادی را پشت فرمان بنشینند.



خود را مالک جاده‌ها می‌دانند!

مهندس فرهاد عبایی ـ کارشناس مسائل ترافیکی نیز معتقد است: نگرش اغلب رانندگان نسبت به جاده، خودرو، عابران پیاده، شرایط استفاده از امکانات حمل و نقل و حتی حقوق ترافیکی افراد، نگرشی غلط است که ممکن است ریشه‌های روانی داشته باشد.

عبایی به کاستی‌های تربیتی افراد و ناکامی آنان در دستیابی به منابع و امکانات اجتماعی و اقتصادی اشاره می‌کند و می‌افزاید: هریک از این مسائل می‌تواند منجر به حس انتقامجویی در یک فرد بشود و یک فرد انتقامجو نیزدر رفتارهای ترافیکی هرگز قائل به گذشت و تحمل نیست.

وی می‌گوید: برخی از رانندگان حریم جاده‌ها را ملک شخصی خود می‌دانند که حین عبور از آن، شخص دیگری اجازه رفت و آمد ندارد.

برخی دیگر رانندگی می‌کنند، برای آنکه به مقصد برسند، نه آنکه از مسیرخود و رانندگی در آن لذت ببرند.

مسلما چنین رانندگانی، تردد سریع و بدون مزاحم از جاده را وظیفه و حق غیر قابل گذشت خود می‌دانند و با هر عاملی که مانع دستیابی به چنین حقوقی شود، برخورد می‌کنند!

مهندس عبایی می‌افزاید: استفاده ممتد از نور بالای خودرو در رانندگی‌های شبانه، که باعث مزاحمت برای رانندگان روبرو می‌شود و احتمال تصادفات رانندگی را افزایش می‌دهد و همچنین بوق زدن‌های پی درپی و ایجاد تنش‌های صوتی برای رانندگان دیگر، نشانه‌های وجود چنین نگرش‌های غلط در برخی رانندگان است که ریشه روانی دارند.

به گفته وی، اعمالی مانند تغییرناگهانی مسیر، سبقت‌های غیرمجاز، تعقیب و گریز با سایر خودروها، اشغال طولانی مدت خط سبقت، رانندگی با سرعت پایین در خطوط پرسرعت، ترمزهای ناگهانی و مکرر، رعایت نکردن فاصله‌های مناسب طولی و عرضی، انحراف از مسیر اصلی و عبور از خط وسط جاده برای رهایی از ترافیک و یا رفتارهای ناپسند همراه با فحاشی و هتاکی به دیگران، همگی جزو اعمال پرخاشگرانه محسوب می‌شوند که متاسفانه در فرهنگ رانندگی ما بسیار رایج است.

عبایی سپس پیشنهاد می‌کند؛ در قوانین رانندگی کشور ضرورت گذراندن دوره‌های آموزشی مبارزه با عصبیت و یا افزایش آستانه تحمل افراد در شرایط دشوار، گنجانده شود و حتی بهتر است آن گروه از رانندگان خاطی که خودروهایشان از سوی پلیس توقیف شده است، بدون آزمایش‌های پزشکی و حصول اطمینان از سلامت روانی آنها موفق به دریافت خودرو از پارکینگ‌های پلیس نشوند.



نقش عوامل روانی در وقوع حوادث رانندگی ‏

دیدگاه‌های کارشناسی نشان می‌دهد که عوامل روانی در بروز تصادفات رانندگی ایران نقشی پررنگ‌تر از سایر کشورها دارد.

بسیاری از رانندگان به دلیل مشکلات روزمره اقتصادی و اجتماعی که خود باعث تشدید اختلالات عصبی و روحی در بین آنان شده است، زمینه استفاده سالم از شبکه حمل و نقل را ندارند و ورودشان به هرخیابان یا جاده، به منزله افزایش احتمال تصادفات رانندگی است.

اگر واقعا مترصد اقدام جهانی برای ایمنی جاده‌ها و کاهش آمار قربانیان تصادفات رانندگی هستیم، باید به بهبود وضعیت روحی عابران و رانندگان توجه کنیم.

از طرف دیگر باید به این باور دست یابیم که صرف رسیدن به سن قانونی و موفقیت در آزمون‌های کلاسیک رانندگی، ملاک حضور افراد در شبکه حمل و نقل نیست، اگر خواهان پیشگیری از وقوع تصادفات آینده و رواج فرهنگ عبور و مرور ایمن در کشور هستیم، باید فقط به کسانی که دارای سلامت روحی هستند اجازه استفاده از خودرو داده شود.

باید از طریق رسانه‌ها با ساکنان شهرهای پرجمعیت و عابران مسیرهای پرترافیک ارتباطی پویا برقرار کنیم و شیوه‌های کنترل خشم، افزایش صبر و مهرورزی اجتماعی آموزش داده شود چرا که رشد اختلالات روحی در میان افراد یک جامعه علاوه بر زیان‌های شخصی، به بنیاد‌های زندگی اجتماعی نیز آسیب می‌زند و رفته رفته‌بر کل جامعه خسارت می‌رساند.‏


نوشته : کامران نرجه

 این گزارش در صفحه ۵ روزنامه اطلاعات سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۱ درج شده است

/ 0 نظر / 22 بازدید